ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

مقدمه 10

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

الحيل جزيره‌هاى قشم و لارك را متصرف شوند ، نه همين مانع پيشرفت مقاصد اتلام شده بلكه در نهان باروخان سركردهء اشرف را دل مىدهند تا با حيله و ترفند او و دو تن از كاركنانش را اسير و زندانى كند ، سرانجام در نبردى كه ميان هلنديان و اشرفيان براى نجات اتلام و يارانش درمىگيرد از سه مقام مهم هلندى كه به اسارت باروخان در آمده‌اند يكى در زير شكنجه جان مىدهد ، ديگرى ، در هنگامهء جنگ و گريز جان مىسپارد و اتلام دقايقى پس از رهائى از چنگ زندانبانان درمىگذرد و انگليسيان « شرير » « 1 » كه آتش اين جنگ را دامن زده‌اند به هدف خود مىرسند و بدينسان اتلام رئيس شركت هلند جان خود را بر سر اين كار مىنهد . كتاب راوى رويدادهاى مهم زمان سلطهء اشرف است مردى كودن « 2 » كه با دار و دستهء خود يا به قول نويسندگان روزنامه جمعى از « سگان گرسنه » « 3 » ، « ديوان هفت چشم » براى « تاراج ، كلاشى و پوست كنى خلايق » « 4 » مانند بيمارى آكله در كارست ، و ظهور برق آساى طهماسبقلى ( نادر ) در عرشهء كشتى طوفانزده ايران ، فرار شتابان اشرفيان از اصفهان ، دسيسه‌ها و دوز و كلك‌ها و ترفندهاى استعمارگران كهن در آن هنگامهء هرج و مرج ، براى ماهى گرفتن از آب گل‌آلود ميهن ما ؛ به سخن ديگر در اين زمان ايران عرصهء چپاول و تاراج است و بازيگران اين عرصهء چپاول و تاراج ، كشتار و آدم دزدى و آدم فروشى : اشرف ، زبردست‌خان ، زاهد علىخان ، باروخان ، تيمورخان ترك بلوچان و جز آنان از يكسو ، و مدعيان تاج و تخت و حكومت ايران : طهماسب ميرزا ، محمد ميرزا ، صفى ميرزا پسران آوارهء شاه سلطان حسين و قيام كنندگان عليه سلطهء اشرفيان : سيد احمدخان مدنى « جنگجوى خانه بدوش » ، يوزباشى يزد ، قلندر اسماعيل و ديگران از سوى ديگر ، بديهى است

--> ( 1 ) - ص 97 . ( 2 ) - ص 7 ( 3 ) - رك ص 130 - ص 8 ( 4 ) - ص 45